حال گيري
چرا تا قراره زندگي يه كم بروم بخنده با مشت ميكوبي تو صورتشو به گريش ميندازي
نه نميخوام ناشكري كنم
چقدر جالبه چقدر عجيب كه سر نوشت حالا و چند سال پيشم يكي شده
يعني هي من با جون كندن عين يه مورچه كه يك دونه برنج رو دوشش گذاشته و با سختي داره از كوه بالا ميره
خودمو بكشونم بالا و اون وقت يه تيپا و غلت زنون برم پائين كجاش انصافه
باشه باشه ما كه گردنمون از مو باريك تره بسكه هي حلقوممونو فشا ردادن كه ساكت
اما من كار خودمو ميكنم يعني اون كاريكه دست خودمه ميكنم وگرنه هر وقت كه كسي خواست دست منو بگيره كه يه ذره بالا بكشه مارو كه نشد يا مرد يا منتقل شد يا گذاشت رفت ترك ياروديار كرد خلاصه يه بلائي سرش اومد بگذريم بگذريم
اما خوب اشكا ل نداره بالاخره گذاشتي ما يه مدت كوتاه با خيال موفقيت شاد باشيم اونم خيليه
خوب بهر حا ل من گفتم هر چي صلاحه همون بشه چميدونم شايد صلاح همينه ...........
----------------------------------------------------------
واقعا كه تو اين حسو حال نشستم هفت دقيقه به پائيزو نگاه كردم اونائيكه فيلموديدين ميفهمن ديگه از اين
بد ترنميشه
يه خصوصي هم الان داشتم خوندم ببين دوست عزيز ممنون من بنا رو بر اين ميذارم كه واقعا حس تنهائي منو درك كردي اره درسته انكار نميكنم ولي ادم نميتونه هر چي ميخواد رو به دست بياره
---------------------------------
درسته الان خيلي خرابم ولي ميدونم زود خوب ميشم مطمئنم اما ميخوام به خودم فرصت اندوهگين بودنو بدم
يه كم گريه يه كم ناله يه كم فرياد عين نيشتر زدن به يه دمل چركي ميمونه بعد اروم اين تب فروكش ميكنه و اين تشنجا تموم ميشه
------------------------------
اعتياد به هنر دست و پاي من را بسته طوري كه دست ودلم به هيچ كار ديگري نميرود
گوگن
چقدر اين جمله برام مصداق داره چقدر
-----------------------------------------------------------------------------------
منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن
روزانه ا يكه به نوشتنش احتياج داشتم
سال نود
جام وجودم را پر از عشق كن
حتي اگر كوتاه كوتاه باشد
خداوندا من اين بنده ي عاصي و رنجديده
از تو يك جرعه خوشبختي طلبكارم
خدايا من خسته و ترك خورده ام
اگر ياريم نكني
اگر دستم را نگيري
بزودي غرق خواهم شد
غرق غرق
من را از اين منجلابي بيرون بكش
بگذار اخرين نفس هايم پاك و رها باشد
خدايا
روزهاي سال كهنه رفتندو تمام ناله هايم بيجواب ماند
پيچ جاده ي زندگيم تندوتند تر شد
و من ناتوان تر
ميبينم كه قادرم دست به هر منكري بزنم
بگذار ساعتي روزي هفتها ي ماهي ازاين سال نو ازان من باشد
خداي بگذار بخندم به قهقه بلند
اخر خيلي وقت است كه حتي لبخندنزده ام
پس زودتر به فريادم برس
اگرمرا دوست داري
---------------------------------------------------------------
اهاي انا خانوم يادت نره همين خدا كمكت كرد وزن كم كني و هي همه بهت بگن وا ي چقدر خوب شدي
همين خدا بهت كمك كرد ساركوم نگرفتي
-------------------------------------------------------------------
دوستان چاقالو تو ايام عيد رژيم يادتون نره
يه زنم منو ميشناسيد شايد كامل شايد ناقص تكه هائي از وجود گم شده حرف هاي زيادي داشتم براي گفتن قصه هاي زيادي اما مجبور شدم سكوت كنم